أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
617
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
« سمانة » : در دستنوشت ما به همين شكل و تلفّظ درج گرديده . هر چند در فرهنگ فارسى دكتر معين و لغتنامهء دهخدا تنها به زبر يكم درج گرديده ، از اسناد قديم ( چون همين دستنوشت دقائق التّأويل ؛ و نيز ، برخى نسخ به كار رفته در فرهنگنامهء قرآنى ( ج 2 ، ص 864 ) ) دانسته مىشود كه به پيش يكم نيز پيشينگان به كار بردهاند . از فرهنگها چنين برمىآيد كه « سمانة » همان مرغى است كه « بلدرچين » هم گفته مىشود ( نگر : لغتنامهء دهخدا ، و : فرهنگ فارسى دكتر معين ) . كاربرد اين واژه در زبان فارسى پيشينهاى دراز دارد ؛ علاوه بر شواهد لغتنامهء ، نگر : فرهنگنامهء قرآنى ، ج 2 ، ص 864 . ( 1747 ) 154 / 15 « المكحلة » . در دستنوشت : « المكحلة » . واژهگزار كبير ، فيروزآبادي ، گويد : « المكحلة ما فيه الكحل و هو أحد ما جاء بالضّمّ من الأدوات » ( القاموس المحيط ، ج 4 ، ص 59 ) . حسن خطيب كرمانى گويد : « هما [ ( المكحل و المحلب ) ] اسما الآلة و ضمّها على خلاف القياس و من جملة الشواذّ » ( ملخّص اللّغات ، ص 101 ) . ( 1748 ) 154 / 20 و 21 « اوّل » ، « الشّريف » ، « الضّعيف » ، « الحدّ » . واپسين حرف همهء اين واژگان ، در دستنوشت ، « پيش » دارد ؛ به « زبر » بدل ساختيم . ( 1749 ) 154 / 23 « تغيير » . بر فراز كلمه در دستنوشت به جاى سه نقطة ، چهار نقطة كتابت شده است . ( 1750 ) 154 / 24 « وضيعان » . « وضيع » : در المرقاة ( ص 23 ) مىخوانيم : « الشّريف : بزرگ مايه . الوضيع : فرومايه . » ( مؤلّف المرقاة « شريف » و « وضيع » را چون ديگر پيشينگان مقابل هم داشته ؛ اين از نظر كرد در سياق ترتيب لغات در موضع مورد بحث پيداست . ) . حسن خطيب كرمانى گويد : « الوضيع : مردم فرومايه » ( ملخّص اللّغات ، ص 113 ) نيز نگر : غياث اللّغات ، ص 945 . ابو المكارم حسنى - طاب ثراه - « شريف » و « وضيع » را مقابل هم داشته ، چون صاحب المرقاة و ديگرانى از اهل فضل . بسنجيد با همين تلقّى فرّخى سيستانى آنجا كه گفته : « در سراى گشادهست بر وضيع و شريف * نهاده روى جهانى بدان مبارك در » ( ديوان فرّخى سيستانى ، ص 160 ) . ( 1751 ) 155 / 4 « ممشّى » . در دستنوشت علاوه بر تشديد شين و ضمّهء ميم يكم ، ميم دوم نيز سكوني دارد ! ( 1752 ) 155 / 5 « بقير مطلى كرده » . « بقير مطلى كرده » وصف « حبل » است .